چیستی؟

همواره فکر می کنم چیستی برابر من کیستی؟
رودي
که در تلاطم آن
نقش چهره ی من خراب می شود؟
برگی
که سبز مانده به یک شاخه ی خشک
رودي
که در تلاطم آن
نقش چهره ی من خراب می شود؟
برگی
که سبز مانده به یک شاخه ی خشک
که با یک تلنگر باران
نقش بر آب می شود؟
چیستی؟
نمی دانم!
اما دلم خوش است
که از یاد
نبرده ام آن نسیم را
که در هوای سنگین این کویر
خویشتن را از یاد نبرده است
نقش بر آب می شود؟
چیستی؟
نمی دانم!
اما دلم خوش است
که از یاد
نبرده ام آن نسیم را
که در هوای سنگین این کویر
خویشتن را از یاد نبرده است
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 19:49  توسط محمد رضا صفری
|







